عنكبوتموضوعات مختلف-سرگرمی-موسیقی-مهندسی-معماری و... |
||
در تاریخ ۸۷/۱/۲۰ روزنامه اعتماد ملّی مصاحبه ای با آقای فردین علیخواه، مدرس دانشگاه و استاد جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی در ارتباط با پیامدهای اجتماعی فرهنگی شبکه های ماهواره ای در ایران با معرفی محتوای برنامه های این شبکه ها و ماهواره در ایران: گذشته، حال، آینده کردند که بسیار خواندنی و در خور توجّه است.
در این مصاحبه آخرین وضعیّت ماهواره در ایران، جایگاه آن در جامعه، مخاطب شناسی برنامه های ماهواره ای، علل گرایش مردم بسوی کانال های ماهواره ای و آینده ماهواره داشته اند که ضمن لینک مصاحبه انجام گرفته خود مصاحبه آورده شده است:
مخاطب شناسی ماهواره های فارسی زبان در گفت وگو با فردین علیخواه؛ مدارهای ارتباطی بر کدام پاشنه می چرخند
نویسنده: مجید یوسفی
فردین علیخواه، مدرس دانشگاه و استاد جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، انحرافات و آسیب های اجتماعی، تغییرات اجتماعی و محقق حوزه های ارتباطی است. تحقیقاتی پیرامون پیامدهای اجتماعی فرهنگی شبکه های ماهواره ای در ایران (با معرفی محتوای برنامه های این شبکه ها)، ماهواره در ایران: گذشته، حال، آینده، چرا برخی ایرانیان برنامه های ماهواره ای را تماشا می کنند؟ (مخاطب شناسی شبکه های ماهواره ای در ایران ) از جمله کارهای فارسی اوست.
علیخواه عضو اصلی تیم پژوهشی ای است که از سال ۱۳۸۰ تاکنون هرساله پژوهشی با عنوان «الگوی استفاده از شبکه های ماهواره ای در ایران» را به صورت ملی اجرا می کند. او معتقد است درباره ماهواره آنقدر مطلب وجود دارد که موضوع هر یک از سوالات گفت وگو را می توان در مصاحبه ای مستقل مورد بررسی قرار داد، ولی از آنجا که درگیر مراحل نهایی رساله دکترای خود در رشته جامعه شناسی است، گفت وگوی کامل در این خصوص را به فرصتی دیگر موکول کرد.
برای آغاز بحث بفرمایید که هم اکنون آخرین وضعیت شبکه های تلویزیونی قابل دریافت در ایران چگونه است؟
طبق آخرین آمار سایت های معتبر مربوط به صنعت ماهواره می توان گفت که امروزه حدود ۹۰ ماهواره در جهان فعالیت می کنند که این تعداد ماهواره امواج حدود ۷۰۰۰ شبکه تلویزیونی را ارسال می کنند. از بین این ۹۰ ماهواره امواج حدود ۳۰ تا ۳۵ ماهواره آسمان کشورمان را پوشش می دهد. این تعداد ماهواره امواج حدود ۳۰۰۰ شبکه را بر آسمان ایران می افشانند. اگر شبکه های کارتی یا کد شده را از این تعداد شبکه کسر کنیم می توان گفت که در کل چیزی حدود ۱۷۰۰ شبکه کد نشده و به اصطلاح باز (free) در ایران قابل دریافت است. البته باید بگویم که تعداد شبکه های فارسی زبان ماهواره ای با سرعت زیادی در حال رشد است. برای مثال اولین شبکه فارسی زبان در سال ۱۳۷۵ تاسیس شد در حالی که هم اکنون این تعداد به حدود ۴۰ شبکه رسیده است. می توانم بگویم که به طور میانگین هر ساله ۵ شبکه به شبکه های فارسی زبان اضافه می شود.
هر پدیده جدید فناوری در بسترهای تئوریک هم جایگاهی دارد. ماهواره در کجای دیدگاه های نظری قرار می گیرد؟
برخی از نظریه پردازان، تلویزیون های ماهواره ای را- البته در پرانتز بگویم که در واقع رادیو و تلویزیون های ماهواره ای - در چارچوب موضوع رسانه های جدید (New media) و آثار(Impacts) آنها بررسی کرده اند. برخی هم بدون آنکه بین تلویزیون و ماهواره تفاوتی قائل شوند ماهواره را جزو خانواده تلویزیون محسوب کرده اند و مطالعات تلویزیون را به تلویزیون های ماهواره ای هم تسری داده اند. در اینجا برای مثال رفتار تماشا (Watching ) یا بحث مخاطب شناسی (Audience studies) در زمینه ماهواره هم قابل مطالعه و بررسی است با این سوال که آیا برای مثال مخاطب جهانی (Global audience) شکل گرفته است یا خیر؟ آیا ماهواره، توانایی ایجاد اجتماعات مجازی (Virtual community) را دارد؟ آیا در تماشای ماهواره هم ساعات اوج تماشا(Peak viewing) وجود دارد؟
برخی از دانشمندان ارتباطات هم اساسا موضوع مستقلی در حوزه وسایل ارتباط جمعی تعریف کرده اند که با عناوینی همچون تلویزیون های فرامرزی (Trans-borders television) ، تلویزیون های جهانی (Global Television) ، تلویزیون های بین کشوری (Trans-national Television) ، تلویزیون های ماهواره ای (Satellite TVs) و تلویزیون های بین المللی(International TVs) شناخته شده است.
نکته دیگری که اشاره به آن لازم است آنکه در مباحثی هم که به موضوع جهانی شدن و پسامدرن مربوط می شود بحث شبکه های ماهواره ای و نقشی که در تغییر تعاریف زمان - مکان دارند به میان می آید. در این دیدگاه ها به ویژه نقش ماهواره در ایجاد تشابه فرهنگی یا مساله غربی سازی جهان بررسی می شود.
از نظر مخاطب شناسی معمولادر ایران چه شبکه ها و چه برنامه هایی بیننده بیشتری دارند؟ آیا از نظر مخاطب شناسی تغییراتی در سال های اخیر رخ داده است؟
نخست این را بگویم که مخاطبان فعلی ماهواره با مخاطبان سال های اولیه ورود این فناوری یکی نیست. سطح سواد رسانه ای مخاطبان فعلی بالاتر از مخاطبان اولیه است هر چند در مجموع چندان رضایت بخش نیست. منظورم آن است که در اوایل ما با مخاطب توده وار ماهواره ای (Mass audience) طرف بودیم ولی هم اکنون مخاطبان برنامه های ماهواره ای کم کم حالت بخش بخش یا منفرد(Segmented) می یابند. برای مثال اوایل کودکان از تماشای برنامه های ماهواره ای نهی می شدند ولی امروزه ماهواره و شبکه های کودک آن جزو مامای کودک شده اند چرا که برای مثال در برنامه های صدا و سیما، برنامه کودک زمان مشخص و محدودی دارد ولی در آنجا ۲۴ ساعته برنامه کودک پخش می شود و یا ورزش دوستان برنامه های خود را دارند و موسیقی دوستان نیز برنامه های خودشان را دارند که گفتم همه اینها ۲۴ ساعته پخش می شوند.
ارزیابی کارشناسی من آن است که از نظر مخاطب شناسی و دلایل رجوع به ماهواره تفاوت زیادی بین مخاطب ایرانی با مخاطبان تلویزیون در سایر نقاط دنیا وجود ندارد. ایرانیان نیز عمدتا برای تماشای فیلم و سریال، موسیقی یا شوهای تلویزیونی و برنامه های تفریحی و سرگرمی که شامل ورزش هم می شود به سراغ ماهواره می روند. حتی به همین دلایل هم سراغ برنامه های صدا و سیما می روند. سایر موضوعاتی که از آنها به عنوان برنامه های اقلیت (Minority programs) نام می برند عمولامربوط به مخاطب خاص است. درباره بخش اول سوالتان باید بگویم که در یکی دو سال اخیر میزان استقبال مخاطبان ایرانی از شبکه های کشورهای عربی بیشتر شده است. اگر تاریخ ورود ماهواره را به سه دوره پنج ساله تقسیم کنیم ارزیابی من آن است که در دوره اول شبکه های کشورهای ترکیه بیشترین بیننده، در دوره دوم شبکه های اروپایی متعلق به کشور آلمان و فرانسه و در دوره سوم شبکه های کشورهای عربی را داشت. البته توجه شود که حدود ۶۰ درصد برنامه های ماهواره ای کشورهای عربی آمریکایی است که با زیرنویس عربی پخش می شود.
فکر می کنید که چه زمینه های اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی موجب گرایش برخی مردم به شبکه های ماهواره ای می شود؟
این مساله را می توان با توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و تاریخی ایران و در کل روانشناسی اجتماعی ایرانیان تحلیل کرد. نخست آنکه ماهواره زمانی در ایران مطرح شد - یعنی اوایل دهه ۱۳۷۰ - که کشورمان تازه جنگ را پشت سر گذاشته بود و جامعه در حال پوست اندازی بود. رفاه اقتصادی، ارتباط با جهان خارج، رنگ، شادی، مصرف، تبلیغات بازرگانی و مفاهیم دیگر به تدریج به زندگی روزمره تزریق می شد. پدیده ماهواره هم در این شرایط مورد استقبال قرار می گیرد، چرا که پدیده ای مدرن است که به راحتی در ادامه مفاهیم پیش گفته قرار می گیرد. نکته دیگر آنکه در این زمان جامعه از محدودیت های زمان جنگ که البته در زمان جنگ و در همه جای دنیا طبیعی است دور شده بود. ماهواره پنجره ای بود که مردم می خواستند از آن دنیا را ببینند. نکته دیگر آنکه به هر حال ماهواره یک فناوری جدید بود. انسان ها نسبت به فناوری جدید کنجکاوند و دوست دارند آن را تجربه کنند. مثل تلفن، رادیو، تلویزیون و تلفن همراه.
نکته سوم نحوه مواجهه نهادهای رسمی با این فناوری بود. با توجه به بحث تاریخی شکاف دولت - ملت در ایران که ارتباطی با حکومت مشخصی ندارد ممنوع کردن ماهواره تا اندازه ای میزان کنجکاوی عمومی را تشدید کرد. افکار عمومی تجربه ویدئو را در مقابل خود داشت. به عنوان نکته چهارم ماهواره موقعی ممنوع شد که بینندگان زیادی برنامه های آن را دیده بودند و به وضوح تفاوت برنامه های داخلی را با آن لمس کرده بودند.
نکته پنجم به ضعیف بودن رسانه های داخلی برمی گردد. صدا و سیما هم پس از جنگ در حال تدوین سیاست ها و خط مشی های خاص دوره بازسازی بود. هنوز بین جنگ و پس از جنگ در کشاکش بود. در سال ۱۳۷۰ یعنی سالی که فناوری ماهواره ای وارد شد ما هنوز دو شبکه داشتیم و در هر هفته یک فیلم سینمایی پخش می شد. تقریبا ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب برنامه ها تمام می شد.
کشورهای مختلف برای مقابله یا مواجهه با ماهواره چه سیاست ها و خط مشی هایی را اتخاذ کرده اند؟ و کشورهای نزدیک به شرایط ایران چه سیاستی را اتخاذ کرده اند؟
با الهام از تقسیم بندی اون توماس (Owen Thomas) در این زمینه می توانم بگویم که چند سیاست قابل تفکیک است: سیاست محدود یا ممنوع سازی که به دو شکل فعال و غیرفعال وجود دارد، سیاست آزادی دسترسی، سیاست تعلل و به زبان ساده تر اهمال و در نهایت سیاست مشروط سازی. شاید بتوان گفت که در دنیای امروز کمتر کشوری سیاست ممنوع سازی فعال را پیش گرفته است. با توجه به شرایط کشورهای اسلامی می توانم بگویم که بیشتر کشورهای اسلامی بین دسترسی آزاد و ممنوعیت قرار می گیرند. یعنی با تدابیری تلاش کرده اند تا امکان استفاده مشروط یا کنترل شده شهروندانشان را از این فناوری فراهم کنند. کشورهای عربی در این زمینه سرمایه گذاری هنگفتی داشته اند و در جذب مخاطب هم موفق بوده اند. آنها حتی مخاطب ایرانی را هم ربوده اند.
تلویزیون های ماهواره ای معمولاچه آثار و پیامدهایی در پی دارند؟ آیا مطالعاتی در این زمینه انجام شده یا می شود؟
در اکثر کشورهای دنیا مطالعات بسیاری درباره ماهواره انجام می شود. حتی کشورهای عربی مراکزی تاسیس کرده اند که کار آنها بررسی آثار و پیامدهای شبکه های ماهواره ای است. ولی ما متاسفانه توجه بسیار اندکی به ماهواره و آثار آن داشته ایم. تعداد تحقیقات درباره آثار ماهواره به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد در حالی که به نظر من باید مراکز پژوهشی تاسیس شود و فقط به ماهواره بپردازند. اکثر کشورهای در حال توسعه و حتی برخی کشورهای اروپایی از منظر تئوری های امپریالیسم فرهنگی یا امپریالیسم رسانه ای و یا نظریه کاشت و یا آمریکایی شدن (Americanization) روش زندگی، به بررسی آثار ماهواره پرداخته اند. در زمینه آثار این شبکه ها بحث بسیار مفصل است و نیازمند مصاحبه مستقلی است. ولی در کل ورود شبکه های فرامرزی بر زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی تاثیرگذار است. در حوزه فرهنگ نگرانی از آمریکایی شدن زندگی در کشورهای پیرامونی وجود دارد آنچه که برخی از اندیشمندان معتقدند از نتایج جهانی شدن (Globalization) در نهایت آمریکایی شدن برخواهد خواست. در حوزه سیاست هم برخی معتقدند که تلویزیون های فرامرزی یا ماهواره ای به ویژه در کشورهایی با ساختار های سیاسی بسته به وضعیتی منجر می شود که از آن به عنوان جامعه مدنی در آسمان (Civil society on sky) نام می برند. یعنی با توجه به آنکه اپوزیسیون اینگونه کشورها امکان فعالیت در داخل را ندارد از سایرکشورها به پخش برنامه می پردازد و در برنامه های آنها همه افکار و جریان ها و فرقه ها حضور دارند. به بیانی در آسمان و از طریق به اصطلاح هوا (Air) همه می توانند حرف بزنند ولی در زمین نه. این نظریه به همان اصطلاحی مرتبط می شود که با عنوان پیامدهای رسانه های جدید از آن یاد کردم. اینکه با ورود این رسانه امکان شکل گیری اجتماعات سیاسی مجازی (Virtual community) ملیت های مجازی (Virtual nationality) بیشتر می شود. البته باز هم می گویم که بیان آثار ماهواره از حوصله این مصاحبه خارج است.
ارزیابی شما از ماهواره های فارسی زبان ماهواره ای چیست؟ وضعیت بینندگان این شبکه ها چگونه است؟ آنها چقدر می توانند در جامعه ایرانی موثر باشند؟
بحث محتوای این شبکه ها و تاثیرشان جداست. در یک نگاه کلی از نظر محتوایی شبکه های فارسی زبان بسیار غیر حرفه ای و ضعیف هستند. برنامه های بیشتر این شبکه استودیو محور(Studio-based) است و شاید بتوان برنامه های آنها را در مربع مجری یا به عبارت بهتر پاسخگوی تلفن، بیننده، آگهی و شو خلاصه کرد. ولی این شبکه ها هم مشکلات خودشان را دارند. به هر حال این شبکه ها خصوصی هستند و به علاوه به جای رقابت با یکدیگر هم بیشتر مشغول حسادت هستند. بیشتر این شبکه ها بخشی از وقت مخاطبان را در فحش، دشنام و ناسزا به یکدیگر هدر می دهند. در یکی دو سال اخیر ظهور شبکه های حرفه ای فارسی زبان اروپایی کار را برای شبکه های ضعیف سخت کرده است. شبکه هایی که علاوه بر پخش شو و یا کلیپ خوانندگان - که تقریبا همه شبکه های فارسی زبان با این نوع برنامه آنتن را پر می کنند - پخش فیلم های روز و برنامه های تفریحی و سرگرمی را آغاز کرده اند. ارزیابی کارشناسی من آن است که از بین ۴۰ شبکه فارسی زبان، زیر ۵ شبکه جزو شبکه آشیانه مخاطبان محسوب می شود.
به نظر من هر چند در سال های اخیر شبکه های ضعیف فارسی زبان بینندگان ایرانی را از دست داده اند ولی این وضعیت به تدریج رو به بهبود است؛ دلیل اصلی این بهبودی حضور گروه های مرجع در این شبکه هاست. حضور ورزشکاران مشهور، ایرانیان نخبه سایر کشورها، هنرمندان و دانشمندان در این شبکه ها بیشتر شده است. دلیل دیگر شرایط داخلی کشور است. این اصل کلی را بدانید که هر چقدر افراد نتوانند اندیشه ها و یا خواسته هایشان را از طریق مجاری داخلی بروز دهند به رسانه ها آن طرف متوسل خواهند شد. هر چه رسانه های داخلی بازتر باشند گرایش به آن طرف کمتر می شود. برای مثال این شبکه ها به طور وسیعی پذیرای نمایندگان جنبش دانشجویی، جنبش کارگری، فعالان جنبش زنان هستند و به هر حال در کشورمان قشر تحصیلکرده و نخبه پیگیر این موضوعات است. در زمینه تاثیر این شبکه ها هم بگویم که به هر حال این شبکه ها باعث رشد انتظارات و خواسته های اجتماعی سیاسی جامعه می شوند. برای مثال اطلاع عمومی از جایی به نام دوبی قبل و بعد از وجود شبکه های فارسی قابل مقایسه نیست. این شبکه ها سبک زندگی سکولار، لذت جویی، ناسیونالیسم ضدعربی را اشاعه می دهند که البته به طور ویژه جای بحث دارد. ولی جدای از تاثیر شبکه های فارسی زبان درباره تاثیر ماهواره شواهد زیادی می توان ذکر کرد. من برای درس بررسی مسائل اجتماعی ایران به دانشجویانم گفتم که بروند و وضعیت مد زنان شهر را از طریق مصاحبه با صاحبان آرایشگاه های زنانه بررسی کنند. یکی از یافته های اصلی تحقیق آنها رواج مد یا آرایش عربی موسوم به خلیجی در بین زنان شهر بود. فکر می کنید ریشه این امر از کجاست؟ من نگاه مدیا دترمینیستی به پدیده ها ندارم ولی فکر می کنم که شکل و شمایل دختران و جوانان ایرانی با نگاه به جهت ال آن بی های دیش های ماهواره قابل پیش بینی است. زمانی ال آن بی ها به سمت ترکیه بود. جامعه ایران ترکیه زده شد. همه جا موسیقی ترکیه ای، مد ترکیه ای، عکس هنرپیشه های ترکیه روی دیوارهای اتاق نوجوانان نصب می شد. با آمدن سیستم دیجیتال و ماهواره هاتبرد، عصر مد های اروپایی رسید. حالاهم بیشتر ال آن بی ها به سمت ماهواره های عربی است. اکثر ماشین هایی که جوانان در شهرهای بزرگ می رانند موسیقی عربی پخش می کنند. ظاهرا عصر امر دیاب و نانسی عجرم رسیده است!چرا نانسی عجرم برای ایرانیان وب سایت فارسی می زند؟ چرا برای ایرانیان کنسرت می گذارد؟ تاثیر ماهواره بر جوانان همین است.
آیا کشورهای منطقه هم در خصوص ماهواره دچار تنشها و نگرانی هایی هستنتد؟
هر متنی (Text) پیامی(Massage) دارد. شبکه های ماهواره ای سراسر پیام اند. البته در کشورهای خاورمیانه هم نگرانی وجود دارد. آنان هم نگران فرهنگ بومی شان هستند. آنان هم نگران ضعف علایق دینی جوانان شان هستند. ولی آنان برای کم کردن این نگرانی ها کار می کنند. پول خرج می کنند. آنان با چنگ و دندان (منظورم خشونت نیست) مخاطب بومی را نگه می دارند. به جوان شان می گویند ما ۶۰ یا ۷۰ شبکه خارجی را که جزو بهترین شبکه هاست برایت به شکل دوبله شده و با سانسور اندک و منطقی پخش می کنیم. حال اگر با وجود این شبکه ها از آنتن های غیرقانونی استفاده کنی باید جریمه سنگینی بدهی. یکی از نظریه هایی که درخصوص استفاده از شبکه های ماهواره ای وجود دارد نظریه نزدیکی یا تشابه فرهنگی (Cultural proximity) است که فکر کنم اشتروبار آن را مطرح کرده است. یعنی مخاطبان شبکه های ماهواره ای دنبال شبکه هایی می روند که با زمینه فرهنگی آنان تا اندازه ای قرابت داشته باشد. کشورهای عربی اینگونه شبکه ها را شناسایی کرده اند. من پیش بینی می کنم که در دهه آینده همان طور که زمانی محصولات بولیوود هند در منطقه حاکم بود محصولات رسانه ای کشورهای عربی حاکم شود. حتما می دانید که مدیر روابط عمومی گروه شبکه های MBC اعلام کرده است که این گروه به زودی شبکه ای فارسی زبان راه اندازی خواهد کرد که فیلم های روز آمریکایی را با دوبله فارسی پخش کند. شما بر حسب این اخبار می توانید آینده را هم پیش بینی کنید. به نظر من صدا و سیما باید بر اساس این اخبار سیاست های آینده نگرانه خود را تعریف کند.
آینده ماهواره را چگونه می بینید؟
با سیاست های رسانه ای و فرهنگی فعلی من معتقدم که گرایش شهروندان به ماهواره بیشتر خواهد شد. ما در سال های آینده شاهد شبکه های فارسی زبان خاص بینندگان اقلیت (Minority programs) هم خواهیم بود. یعنی شبکه های فارسی زبان خاص کودکان، هنرمندان، جوانان، دوستداران موسیقی، علاقه مندان به سیاست و غیره. همچنین شبکه هایی که مخاطب خود را صرفا قومیت های خاص ایرانی تعریف کرده اند. یعنی شبکه هایی برای ترک ها، کردها، بلوچ ها. اگر ما کند پیش برویم مخاطب ایرانی از دست خواهد رفت. نکته دیگر آنکه در سال های آینده تاثیرات سیاسی ماهواره ها بیشتر خواهد شد. هم اکنون همه احزاب مخالف جمهوری اسلامی صاحب شبکه ماهواره ای هستند. فرض کنید فقط سه شبکه به اشاعه اندیشه های چپ مارکسیستی می پردازد. همه اقلیت های مذهبی و دینی- قانونی و غیرقانونی- و حتی دراویش دارای شبکه هستند. شبکه هایی که هر شهروند ایرانی با یک تلفن می تواند در آن حضور یافته و نقطه نظراتش را بگوید و حتی عضو آنها شود.
چنین وضعی موجب بروز بی هنجاری و آشفتگی اجتماعی - سیاسی نخواهد شد؟
من فکر می کنم که همه اینها به سیاست های فرهنگی بستگی دارد. اولااین مطالبی که من گفتم به معنای آن نیست که سیاست ممنوعیت لازم است اجرا شود. نه. باید سواد رسانه ای شهروندان را بالابرد. باید امکان انتخاب شبکه های سالم ماهواره برای شهروندان فراهم باشد. حال چطوری؛ مسوولان بنشینند و بررسی کنند. همکاران پژوهشگر من هم می توانند به آنها کمک کنند. شما فرض کنید که ما از اول آمدیم و به والدین گفتیم که ماهواره بد است نخرید. خب. برخی خانواده ها گوش نکردند. به هر حال پشت بام های شهر نشان می دهد که چقدر از خانواده ها ماهواره دارند. از آن هشدار جلوتر نیامدیم. نیامدیم بگوییم که حالابه این خانواده هایی که ماهواره دارند چه بگوییم. متاسفانه در بین خانواده ها درخصوص ماهواره شکاف اطلاعاتی یا آنچه درباره اینترنت به کار می برند یعنی شکاف دیجیتالی(Digital gap) وجود دارد. بسیاری از والدین نمی دانند که برای مثال مثلث زرد رنگ بالای برخی تصاویر یعنی چه؟ علامت خرگوش بالای تصاویر یعنی چه؟ و به دلیل ممنوعیت کسی هم در این مورد صحبت نمی کند. نتیجه قابل پیش بینی است. یا فکر کنید یکی از سیاست هایی که اجرا شد ارسال پارازیت بود. این پارازیت ها در طول روز که کودکان و نوجوانان در خانه هستند قطع می شود و زمانی که والدین به خانه می آیند یعنی عصر؛ ارسال آن آغاز می شود. در طول روز نوجوانان به راحتی می توانند به هر شبکه ای دسترسی داشته باشند! ولی این امکان برای والدین وجود ندارد. با آمدن آنها شبکه ها پارازیت می شود.
منبع:
سایت های مفید:
دستهها: ماهواره
چون کمربندها بدن را به دو قسمت تقسیم میکنند وخطهایی افقی ایجاد میکند پس در قسمتی که بسته میشود آن قسمت را عریضتر نشان میدهد همچنین باعث میشود کوتاهتر دیده شویم. پس باید در انتخاب رنگ کمربند نیز دقت کنیم.
همچنین کمربند ها باعث ایجاد جمعشدگی و چین در قسمت شکم میشود و دور شکم را بزرگتر از آنچه که هست، نشان میدهد در نتیجه خانمهایی که شکم بزرگ دارند بهتر است از کمربند استفاده نکنند.
پهنای کمربند و سگکهای تزئینی آنها دو نکته مهمی است که میتواند ظاهر شما را خیلی نافرم یا متناسب نشان دهد.
چند نکته مهم در انتخاب کمربند را در زیر اشاره میکنیم:
•اگر شما استخوانبندی کوچکی دارید حتی اگر دارای اضافه وزن نیز هستید، از کمربندهایی با سگکهای ظزیف و کوچک استفاده کنید.
•اگر استخوانبندی درشتی داری میتوانید در انتخابتان جسورانهتر عمل کنید و از کمربندهایی با سگکهای چاق و درشت انتخاب کنید.
•اگر سر تا پا یکرنگ لباس پوشیدهاید با کمربندی به رنگ دیگر لباستان را به دو تکه تقسیم نکنید و کمربند همرنگ لباستان بپوشید.
•شما میتوانید کمربندهایی با سگکها و قلابهای فانتزی و جالبی بپوشید تا زمانی که از کمربندهای یکرنگ استفاده می کنید.
•سینههای بزرگ با کمربندهای بزرگ خوب به نظر نمیرسد پس اگر سینه های بزرگی دارید از کمربندهای ظریفتر استفاده کنید.
•اگر کمر کوتاهی دارید به هیچ وجه کمربندهای عریض و پهن نپوشید زیرا این نوع کمربندها کمر شما را پهن و کوتاهتر نشان میدهند.
•اگر قد کوتاهی دارید تا حد امکان از کمربند استفاده نکنید یا کمربندتان را همرنگ لباسهایتان انتخاب کنید چون کمربند در رنگ دیگر بدن شما را به دو قسمت تقسیم کرده است و با ایجاد خط افقی که چشم را بخود جلب میکند شما را از آنچه هستید کوتاهتر نشان میدهد.
•اگر قدبلند هستید در انتخاب کمربند دستتان باز است و انتخابةای زیادی دارید. انتخاب رنگی متفاوت برای قسمت بالاتنه و پایینتنه لباس و کمربندتان، باعث میشود که قد شما به چند قسمت مختلف تقسیم و تفکیک بشود و در نتیجه کوتاهتر و متناسبتر دیده بشوید.
از جمله مهمترین نواحی زیبایی صورت، ابروها هستند. اگر کسی ابرو نداشته باشد، صورتش مات و بدون جذابیت میشود.
آرایش ابروها از جمله مهمترین کارهای آرایشگرهاست که بستگی به مهارت و تجربه آنها دارد و بر حسب نوع صورت و شکل طبیعی ابروی هر شخص طراحی میشود.
نکته مهم در اینجا آن است که کندن موهای ابرو به طور مکرر و با گذشت زمان موجب میشود ریشه مو از بین برود و دیگر درنیاید.
شاید شما با کاهش تعداد موهای ابرو مواجه شوید و اقدام به تاتو کردن کنید، یا به فرآوردههای آرایشی مانند مداد ابرو یا رنگ ابرو روی آوردید، و خلاصه درگیر حرف و حدیثهای آن شوید که مداد ابرو، باعث ریزش آن میشود یا فلان ماده گیاهی باعث درآمدن مجدد ابروها و پرپشتی آنها میشود.
* اول از همه این که بهتر است یک مدل ابروی خاص را که به چهره شما میآید، انتخاب کنید و کمتر ابروهایتان را دستکاری کنید تا به آنها آسیب نرسانید.
* نکته دوم اینکه هر گونه تحریک باعث ایجاد حساسیت در ابروها میشود و موجب کنده شدن و از بین رفتن موها میشود.
اگر قصد دارید برای ابروهایتان از مواد آرایشی مخصوص ابرو استفاده کنید، بهتر است نوع استانداردی را برگزینید که چربتر باشد و به راحتی کشیده شود. ضمنا باید فواصل مصرف مداد را طوری قرار دهید که ابروهایتان کمتر تحریک شوند.
در مورد رُزماری هم که برخی سوال می کنند: آیا به رشد مجدد ابرو منتج میشود؟ باید بگویم رزماری اثر ضد قارچ دارد و باعث کاهش ترشح چربی و از بین رفتن پوسته پوستهها در ناحیه ابرو میشود و با درمان قارچ، از ریزش آن جلوگیری میکند. پس باعث رشد مجدد ابروها نمی شود، بلکه جلوی ریزش آنها را می گیرد.
بسیارى از مردم ویتامین A را پیام آور بینایی بهتر مى دانند. توجه کنید که سلامت پوست ما نیز مستقیماً به میزان ویتامین A غذاى ما مرتبط است. ویتامین A براى خنثى کردن عناصر مضر پوست نقش آنتى اکسیدان را بازى کرده و از تشکیل چین و چروک در آن جلوگیرى مى کند. به علاوه پیشرفت آن را به تاخیر مى اندازد و پوست ما را جوان نگاه مى دارد.دو سوم ویتامین Aمصرفى ما از بتاکاروتن تامین مى شود که تولیدکننده رنگ زرد و نارنجى در میوه ها و سبزی هاست. بدن ما بتاکاروتن را به ویتامین A که براى سلامت پوست الزامى است تبدیل مى کند و به مصرف مى رساند.سیب زمینى، هویج و زردآلو منبع غنى بتاکاروتن است.
ویتامین A نوسازی پوست را افزایش می دهد و از تشکیل چین و چروک در آن جلوگیرى مى کند.
ویتامین A محلول در چربى بوده و به راحتى در بافت بدن ما ذخیره مى شود، در حالى که قابلیت ذخیره شدن در هیچ گیاهى را ندارد. مصرف آن بیش از میزان مجاز روزانه تاثیر سمى دارد، بنابراین عاقلانه نیست که قرص ویتامین A را به غذاى خود بیفزایید. به مزه دلپذیر میوه ها و سبزیجاتى که حاوى مقدار زیاد بتاکاروتن هستند و مصرف آنها خطری براى سلامتی پوست ندارد بسنده کنید.
10 راه ساده براى افزودن بتاکاروتن به سبد غذایى شما وجود دارد:
1- هویج رنده شده به سس ماکارونی یا لازانیای خود بیفزایید. در مزه غذا تاثیر چندانى ندارد، اما کاروتن آن پوست شما را تغذیه مى کند.
2- برگ تازه اسفناج را به سبزیجات سالاد خود بیفزایید. اسفناج نسبت به سایر سبزیجات گروه خود بتاکاروتن بیشترى دارد.
3- روزانه یک ماده لبنى با طعم میوه مصرف کنید، مثل ماست و میوه تازه. زردآلو، هلو و انبه را به آن بیفزایید تا میزان کاروتن غذاى شما افزایش چشمگیری داشته باشد.
4- برش هاى کوچکى از هندوانه را همراه با نعناع به نوشیدنى خود بیفزایید. تاثیر بسیار مطلوبى بر پوست شما خواهد گذاشت.
منابع غنی از ویتامین A عبارتند از: جگر، شیر، زرده تخم مرغ، پنیر چدار، ماهی ، سیب زمینی شیرین، هویج، کدو حلوایی، طالبی، زرد آلو، هلو، کلم بروکلی، گریپ فروت ، اسفناج و سایر سبزیجات سبز تیره و برگی شکل.
5- همیشه برگ کلم تازه داشته باشید و به عنوان پیش غذا آن را میل کنید.
6- به شام خود میوه بیفزایید. کمپوت هلو و زردآلو یا هلو و زردآلو تازه را در دسترس نگه دارید تا به سالاد میوه شبانه خود بیفزایید.
7- میوه هاى گرمسیرى را انتخاب کنید. اگر از میوه هاى عادى خسته شده اید به میوه هاى مناطق حاره مانند انبه روى آورید.
8- گل کلم یا اسفناج تازه را به ماکارونى یا سالاد گوجه فرنگى بیفزایید. موجب شادابى پوست شما خواهد شد.
9- انبه را در سس تند جانشین گوجه فرنگى کنید که نه تنها گیرنده هاى چشایى شما به وجد در مى آیند بلکه میزان زیادى کاروتن نیز به سبد غذایى شما افزوده شده است.
10- آب میوه هاى غنى از کاروتن را بنوشید، مثل آب طالبی و آب هویج .
اگر شما موهایی خشک و سست و شکننده دارید و داشتن این موها شما را آزار می دهد توصیه می کنیم از این رژیم غذایی مخصوص استفاده کنید.
جالب است بدانید اگر شما تغذیه مناسبی نداشته باشید هیچ شامپوی تقویت کننده و احیا کننده ای در دنیا وجود ندارد که بتواند به شما موهایی سالم و زیبا بدهد.
موهای شما هم مانند بدنتان احتیاج به یک رژیم غذایی متعادل و بالانس شده و مغذی دارد تا سالم بماند.
به همین دلیل رژیم غذایی ما شامل مجموعه ای از میوه ها و سبزیجات بخاطر ویتامین ها و آنتی اکسیدان ها، غلات بخاطر مواد معدنی، دانه ها و خشکبار بخاطر مواد معدنی و ویتامین ها و پروتئین کم چربی به خاطر آهن می باشد.
یک صبحانه مقوی غلات به بدن شما کمک خواهد کرد تا همه مواد خوبی را که نیاز دارید بخوبی بدست آورید.
آب نه تنها به بدن آبرسانی می کند، بلکه باعث می شود موهایتان براق و ابریشمی شود. این رژیم غذایی روزانه 8-10 لیوان آب و یا آب میوه دارد که تا حداکثر میزان آبرسانی به بدن را انجام دهد.
فیبر موجود در میوه ها، سبزیجات، غلات و حبوبات برای سلامت بدن و موهای شما مفید است. این مواد غذایی مقدار زیادی فیبر در خود دارد که در هر وعده غذایی به بدن شما می رساند. محصولات سویا حاوی فیتواستروژن ها، استروژن های گیاهی، میباشند که به سلامتی شما نیز کمک می کند.
این رژیم غذایی دارای یک نوع شیر جانشین می باشد که از آرد سویا و آب درست شده و به عنوان نوشیدنی استفاده می شود و دانه های سویا به عنوان یک وعده غذایی مختصر و کوچک در نظر گرفته می شود. این رژیم غذایی تقویت کننده و افزایش دهنده موی سر را امتحان کنید:
صبحانه
انتخاب اول : غلات به همراه سرشیر و شاه توت و آب پرتقال
انتخاب دوم : غلات به همراه شیرسویای کم چرب و توت فرنگی و آب گریپ فروت
انتخاب سوم : سبوس غلات با سرشیر و مخلوط توتها و آب پرتقال
ناهار
انتخاب اول : ساندویچ بوقلمون با نان و کاهو و گوجه فرنگی، سالاد به همراه فلفل سبز و قرمز و گوجه فرنگی، شیر سویا
انتخاب دوم : سوپ نخود، نان گندم سیاه، کلم بروکلی و هویج، شلیل و سرشیر
انتخاب سوم : پیتزای سبزیجات، سالاد، کلم بروکلی، فلفل های سبز و قرمز و ماهی تن، کیوی، سرشیر
شام
انتخاب اول : سیب زمینی شیرین له شده، لوبیای سبز بخار پز شده، مخلوط توتها به همراه عسل یا شیره درخت افرا، شیر سویای کم چربی.
انتخاب دوم : برنج قهوه ای، مخلوط پرتقال و گریپ فروت ، شیر سویای کم چربی.
انتخاب سوم : کلم دکمه ای، سالاد با چاشنی مرکبات، سیب زمینی پخته شده باخامه کم چرب ترش. نان کره ای ترد، شیر سویای کم چرب، گوشت بدون استخوان گردن گوسفند.
خوراک مختصر : این غذا سطح انرژی شما را هنگامیکه موهای شما نیاز به مواد غذایی و کسب انرژی دارند بالا می برد. حتما روزانه در یک وعده غذایی مختصر خود از خشکبار و در وعده دیگر از سویا استفاده کنید
نوروز که از هزاران سال پیش به هنگام نزول بهار بر فلات ایران خیمه زده، در این هزاران بار و هزاران سال آئین ها و رسم ها از زمانه گرفته، از مهاجران و از مهاجمان، تا امروز که مجموعه ای است از آدابی که برخی از آن را کس نمی داند از کجا آمده است.
از آئین نخستین آیا جز همان سیب، آب، و سبزی چیزی به امروز رسیده؟ آیا چنان که برخی معتقدند هفت شین بوده است اول، نه هفت سین، آن که موقع تحویل سال در مقابل نوروزیان می نشنید.
پاسخ سئوال های ریزتر را باید استادان بدهند که از جمله می دانند به جز ایرانیان، بسیاری از اقوام اروپائی هم در اعصار پیش، در اواخر ماه مارس، سال نوئی داشته اند و آغاز بهار را آغاز سال نو می دیده اند.
از جمله استادانی که بر نوروز و آداب سنتی ایرانیان بسیار پژوهش ها کرد، یکی هم ذبیح بهروز بود که بر ایران قبل از اسلام بسیار اندیشیده و تحقیق کرده و زبان باستان می دانست.
پنجاه سال پیش وقتی به اصرار روحانیون دانشگاهی و پیام هائی که از مراجع رسید، مدیریت دانشگاه تهران ذبیح بهروز را از درس دادن معاف کرد، وی در مقابل دانشگاه، مرکزی برای ایران شناسی به راه انداخت .
در آن مرکز همه آئینهای باستان بزرگ داشته می شد، اما یک آئین سنتی برای او چنان اهمیتی داشت که دفتر به گل آذین می بست، و نوروزانه (عیدی ) می داد و شاگردان را وامی داشت تا لباس نو به بر کنند و خود اول سال با گل سرخی بر یقه کت کتانی اش ظاهر می شد و بهاریه می خواند.
به گفته و نوشته ذبیح بهروز، نوروز کشف بزرگ ایرانیان دانش پژوه و نشانه پیشرفت علمی و بزرگی ایرانیان باستان بود. و باز به گفته وی، رشته الفت هزاران ساله ایرانیان را نوروز با تاریخ ایران پیوسته بود.
اما در این آئین، ذبیح بهروز مسامحه را جایز می شمرد و آن چه را پیدا بود که بعد از اسلام رایج شده، گرامی می داشت. از خواندن دعاها منع نمی کرد.
تغییرات نوروز
اما نوروز، در همین پنجاه سال رنگ های اصلی خود را باخته و بسیار آئین هایش همانند دیگر نقش های زندگی دیگرگون شده است.
از آن چه مانده، پررنگ ترینش این است که اول فروردین کشور دو هفته ای تعطیل می شود. جامعه ای که به طفیل فروش سرمایه طبیعی اش (نفت) می تواند روزها و روزها در تعطیل باشد، در آغاز سال، هیچ گاه به چهار روز تعطیل رسمی و اعلام شده اکتفا نمی کند و همواره به استقبال تعطیلاتی می رود که پایانش سیزدهمین روز بهارست.
در سی سال گذشته آئین کهنسال نوروز سه رقیب یافته. یکی دهه فجر که ادارات دولتی عملا خدمتی انجام نمی دهند، گرچه به طور رسمی تعطیل نیستند. دومین موقعیتی که تعطیلات طولانی دارد هفته دوم تا چهارم اولین ماه قمری (محرم الحرام) که برای شیعیان آئین های سوگواری است که خود ده ها سنت و آئین در دل دارد و خود حرکتی اجتماعی است که ده ها و بلکه صدها نهاد مذهبی را در دل خود پرورانده، و سوم عید غدیرست که به ویژه در سه سال اخیر به خواست دولت و پایمردی آیت الله ابوالقاسم خزعلی (رییس بنیاد غدیر) به عنوان عید اصلی شیعیان تبلیغ می شود.
طرحی هم به مجلس داده شد تا شاید عید غدیر سه روز تعطیل شود، کمی کمتر از نوروز که چهار روز تعطیل رسمی است و دو هفته تعطیل قطعی.
اما در عمل آشکار شده که رقیبان نوروز هیچ احتمال موفقیت ندارند چنان که سال شاهنشاهی نداشت که اگر دولت شریف امامی، برای نجات حکومت شاهنشاهی آن را ملغا نکرده بود الان سال ۲۵۶۸ آغاز می شد، تاریخی که غباری از آن هم در خاطر کسی نمانده است.
چهارشنبه سوری نو تاثیر
نوروزی که توده مردم به این اصرار نگهبانش شده اند، زیر تاثیر دگرگون شدن اجزای زندگی شهری که گیتیانگی (گلوبالیزایشن) عامل عمده آن است اینک تبدیل شده به چند ماجرا که هیچ کدام شباهتی به آئین سنتی نمی برند.
آئین نوروزی در این سال ها شروع می شود با چهارشنبه سوری پرحادثه، پر گفتگو و پر چالشی بین جوانان و پلیس شروع شود.
در این تحولات تازه، چهارشنبه سوری که در گذشته شب شادی پریدن از روی آتش و تقسیم شادی ها بود و گرمای آن پیوستگی روابط انسانی همسایگان و اهالی محلات را باعث می شد، در سی سال گذشته، به آماده باش نیروی انتظامی و بسیج، سنگربندی نقاط خاص هر شهر، اخطار های مدام از یک ماه قبل به خانوادها در مورد خطرات استفاده از هفت ترقه و نارنجک، به بگیر و بند جوانان توسط پلیس تبدیل شده است.
در این چند سال که جوانان ایرانی به جمع وبلاگ نویسان جهان پیوسته اند، یکی از بحث های ثابت ماه آخر سال موضوع چهارشنبه سوری و انفجارهاست.
همیشه کسانی شروع می کنند که اعلامیه های نیروی انتظامی و شهرداری ها را وسیله قرار می دهند تا زجرآوری صداها بگویند و جوانانی هستند که شعار بدهند که این انفجارها فریاد اعتراض هاست که انباشته شده است، خشم نسلی زیر فشارست که مدام با امر و نهی روبروست.
در سالهای گذشته گاه تذکر روحانیون در مورد چهارشنبه و آداب عید کشمکشهائی را پدید می آورد، دوسالی است که نوار صدائی از آیت الله مرتضی مطهری اولین رییس شورای انقلاب اسلامی در دنیای مجازی می گردد و شنیده می شود که در آن گفته است چهارشنبه سوری نشانه آتش پرستی و کفر و شرک است. آیت الله مطهری در این نوار کسانی را که از آتش می پرند با لفظی توهین آمیز به یکی از حیوانات شباهت داده است.
این گونه برخوردها نه فقط از سوی روحانیون بلکه از طرف روشنفکران هم قبل از انقلاب اسلامی معمول بود و هیچ کس هم به صدا نمی آمد و آن زمانی بود که ترقه ها هم به نارنجک تبدیل نشده بود.
رونق بازار
از جمله بخش های هر سال بزرگ تر شونده نوروز، صف مقابل بانک هاست که هر سال حجم عظیم تری از اسکناس را چاپ و بین نوروزیان تقسیم می کند که هر سال با وجود این میلیاردها تومان پول، کمتر می توانند خرید کنند و هنگامی که دسته های گرفته از بانک ها را بین دکانداران تقسیم می کنند به یاد تورمی می افتند که به سرعتی نه یکسان، سال به سال فشارش بر دوش خانواده های شهری ببشتر می شود.
بخش دیگر و غیرقابل تفکیک از آئین های امروزی تعطیلات نوروزی، سفر در درون و بیرون کشور است که شهرهای ساحلی شمال و جنوب کشور و هم شهرهای زیارتی مشهد و قم، و هم شهرهای سیاحتی اصفهان و شیراز را ازدحام می بخشد، هتل ها را لبریز می کند و از آن جا به مدارس دولتی سرریز می شود و آنگاه خانه های مردم به اجاره می رود.
ازدحام اعصاب خردکن اتومبیل ها در جاده های بین شهری از دیگر ماجرای های سنت نوروز در سال های بعد از انقلاب است.
در سال های جنگ خودروهای قدیمی پرمصرف با بنزین های کوپنی هیچ از ازدحام جاده ها نکاستند جز آن که تعاونی های اتوبوسرانی که در همان ماه های اول انقلاب به مردم واگذار شد، بازاری تازه یافتند. بدین سان ایرانگردی نه تنها هتل هائی را که قبل از انقلاب برای توریست های غربی ساخته شده بود پر کرد بلکه هزاران اتاق هتل لازم آمد و نبود، تورهای گردشی هم به مجموعه خدمات مسافری افزوده شد.
بعد از جنگ دیگر هیچ چیز نمی توانست نیاز خانواده ها را به اتومبیل پاسخگو باشد، جز به کار افتادن ده کارخانه بزرگ خودروسازی و تولید یا مونتاژ سالانه چهل هزار خودرو برای جاده هائی که بزرگ تر نشدند، تنها در تهران و شهرهای بزرگ نهضت ساختن اتوبان میدان به این تولیدات داد. تعطیلات نوروزی هم برای انتقال خانواده ها به شمال و جنوب و هم برای نمایش و رقابت طبقه تازه به ثروت رسیده موقعیتی ویژه فراهم آورد.
سریال های تلویزیونی شاد یا کمی شاد و کمتر شعاری از دیگر بخش هائی بود که به مناسک نوروز اضافه شد. گرچه اکران نوروزی فیلم های ایرانی از بهترین موقعیت ها برای فروش سینما شد اما هرگز به پای سریال های تلویزیونی نرسید و این سریال ها بودند که هنوز نوروز به پایان نرسیده تولیداتشان در خیابان های سراسر کشور به عنوان تکیه کلام ها بر سر زبان ها بود و می گشت.
سیزده به در
و پایان آئینی دو هفته ای در موج موج خودروهائی است که جاده های منتهی به شهرهای بزرگ را پر می کنند و نوروزیان مسافر را به خانه خود بر می گردانند، و با آن که تا سه روزی ادامه دارد و نشان می دهد که تعطیلات از سیزده روز هم بیشتر شدنی است، اما این قدر هست که آمار تصادفات را چندان بالا می برند که رکورددار کشتار در جاده هائی می شوند که در بقیه روزهای سال هم رکورددار بالاترین میزان کشتار و تصادف در جهان اند.
سیزدهمین روز بهار با آداب شیرین بازی های جمعی، و پیک و نیک تا سی سال پیش از جمله مشوق های مردم به ربط با طبیعت بود و روزی برای زیستن و مهربان زیستن با باغات و کوه و کمر.
اما اینک باز با تغییر باورها و برخوردها، و هم گسترش بی رویه شهرها از اثر ازیاد جمعیت، روز طبیعت هم به روز ضد طبیعت بدل شده است و فغان هواداران محیط زیست از کاری که در این روز با محیط حیاتی طبیعت می شود به هواست.
و چنین است که به نوشته یکی از نویسندگان روزنامه های آخرین روز سال "عید را خسته از گرانی و ازدحام شروع می کنیم و خسته از سفرهای اعصاب شکن به پایان می بریم و هیچ کداممان در اولین روز کاری لبخند آمادگی برای سالی نو بر لب ندارد. باز هوای کثیف که این بار بی پولی زودهنگام نیمه فروردین هم به آن افزوده شده است."
با این همه دگرگونی ها که نوروز گرفته اما هنوز وقتی سخن از این می رود که کشورهای فارسی زبان همسایه در جهانی کردن نوروز از ایران جلو افتاده اند، فغان از بزرگ و کوچک برمی خیزد که چرا نوروز، این یادگار باستان نام دیگران را بر خود دارد.
و وقتی خبر می رسد که دولت در گذاردن پرونده نوروز روی میز آئین های جهانی یونسکو اهمال کرده است ده ها وبلاگ و روزنامه به صدا در می آورند و شعارشان این است که نوروز را باید نگاه داشت به هر شکل. این روزنو روزماست.
مسعود بهنود
روزنامه نگار مستقل
موقعیت زنان در دوره هخامنشیان
مرد و زن در کنار هم کار کرده و حقوق و دستمزدی یکسان دارند و گاه حتی کارهای سخت تر بر عهده زنان بوده ، مثل : کشاورزی و سنگ سابی ( گفته شده که به احتمال خیلی زیاد صیقل نهایی نقش برجسته های سنگی همچون نقوش بر جای مانده از تخت جمشید کار زن ها ست که بسیار هم کار سختی بوده )
نکته جالب اینکه ؛ زنها با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار بیرون معاف شده و در طول مرخصی زایمان حقوق دریافتی داشتند ( حقوقی حداقلی و تا حد گذران زندگی ) ، اضافه حقوق برای نوزادان پسر دو برابر نوزادان دختر بوده و این نشان می دهد که شاه از نوزادان پسر بیشتر از نوزادان دختر خرسند می شده!
( طبق مدارک موجود ، این تنها موردی است که میان زن و مرد فرقی دیده می شود )
در دربار، کارگاه های خیاطی بیشتر در اشغال زنان بوده و مردها گاه نیز زیر دست زنان قرار می گرفتند اما در عوض کار دوخت لباس شاه را خیاط های مرد برعهده داشتند.
در کارگاه های شاهی همواره سرپرستی و مدیریت با زنان بوده .
زن در هنر هخامنشی
در این دوره تصویر هیچ زنی دیده نمی شود ، به عبارتی ما تصویر زن را در نقوش عمومی نمی بینیم اما در میان آثار هنری کوچک به نقش های بیشماری بر می خوریم ، نکته جالب اینجاست که نوع آرایش و نوع مدل لباس و حتی استفاده از زیور آلات در این دوره بین زن و مرد یکسان بوده به طوری که تشخیص زن و مرد در تصاویر موجود در این دوره بسیار دشوار بوده و زن ها تنها از روی خصوصیات اندامیشان تشخیص داده می شدند. ( مردها در این دوره مانند زنها از لوازم آرایشی استفاده می کردند و استفاده از زیورآلات در هر دو رایج بوده ) ، بنابراین معلوم می شود که در سراسر امپراطوری هخامنشی از " مُد " واحدی پیروی شده است . ( یکی از رایج ترین سرپوش ها در این دوره ، سرپوش کنگره داری شبیه به تاج بوده که هم در زنان و هم در مردان دیده شده )
آرایش مو نیز تقلیدی از آخرین " مُد " این دوره است که در نگاره های تخت جمشید مشاهده می کنیم
( موها ، کوتاه و به صورت دایره ی موج دار انبوهی در اطراف سر دیده می شود ، چه در زنان و چه در مردان ، البته مدل موی زنان بلند پایه درباری همچون شاهزادگان مانند مدل موی مردان بوده ولی مدل موی زنان عادی و ندیمه های زن ، بلند و بافته است ) .
در لباس زنان بلند پایه دربار در مقایسه با لباس ندیمه هایشان و زنان عادی پارچه بیشتری به کار رفته است ، نمونه بارز آن چادری است که بر روی کلاه کنگره دار می پوشند . ( نکته : اولین حضور استفاده از چادر در ایران در زمان هخامنشیان بوده است که البته زنان بلند پایه دربار همچون شاهزادگان از آن استفاده می کردند.)
چند نکته در مورد لباس های این دوره :
لباس بلند و پر چینی که در نگاره های تخت جمشید به چشم می خورد و شاه نیز آن را بر تن دارد ، لباس مشخص دوره هخامنشی است و کوروش ( بنیان گذار این سلسله ) این لباس را از مادها ( نخستین دولت ایرانی آریایی و دولت قبل از هخامنشیان بودند ) گرفته بود و تمامی کارکنانش را متقاعد کرده بود که آن را بر تن کنند . ظاهرا او معتقد بود که این لباس نقص بدن اشخاص را می پوشاند و آدمی را زیبا و بلندبالا نشان می دهد ( این راز لباسهای چین دار بسیار بلندی است که انتهای آن روی زمین کشیده می شده )
لباس چین دار هخامنشی برای حرکات پر جنب و جوش ، برای سفر ، شکار و جنگ و بطور کلی برای هر نوع کار بدنی آزاد ، مثلا : کار در کارگاه ها ، لباس چندان مناسبی نبوده و در نتیجه به هنگام کار شلوار نیم تنه و ردا می پوشیدند ( این نوع لباس لباسی عیلامی [ قدیمی ترین تمدن ایرانی و قبل از مادها ] و احتمالا لباس ملی ایرانیان بوده ) . قبل از زمان هخامنشی ، وجود هیچ نوع شلواری قابل اثبات نیست و به جای شلوار چکمه به پا می کردند که همیشه مانند کفش بند دار ، گره ای در قسمت جلو داشت .
در آن زمان گرانترین لباس ها ، رداهای پر بهای ایران بوده ، با بافتی محکم و پوشیده از پولک های طلایی.
من در این نوع مقالات و گزارش ها سعی دارم تا مثال های روشن و ملموسی را برایتان از واقعیات تلخی که بر زنان ما در تهران می گذرد را بیان کنم. با گردشی نه چندان طولانی در دادگاههای خانواده می توانید این نمونه ها را بسیار ببینید اما راه دور تر نمی روم در منطقه ای که من زندگی می کنم طی 2 سالی که گذشت شاهد قتل زنانی توسط شوهرانشان بودم. این منطقه در جنوب تهران قرار دارد. این ماجرای دومین همسر کشی است که اتفاق می افتد.
شب هنگام مردم با صدای آژیر پلیس و آمبولانس به خیابان می آیند برای تماشای بردن جنازه زنی به داخل آمبولانس و بردن مردی با دستبند به داخل ماشین پلیس . همه می خواهند بدانند چه اتفاقی افتاده. حرف و شایعه زیاد است یکی می گوید: " زن مشکل اخلاقی داشت هر دفعه با یکی بود و شوهرش دیگر طاقت نیاورد و کشتش، بیچاره مرد."
زنی دیگر می گوید: " نه اتفاقا بر عکس فروغ خانم این حرف را نزنین گناه می کنین زن بسیار خوب و با آبرویی بود تا به حال صدبار از شوهرش کتک خورده اما تحمل کرده و صدایش در نیومده، این جور زنان جایشون تو بهشته. "
زن دیگر با صدای بلند می گوید: " من می دونم چی شده، بارها صدای دعوایشان را شنیدیم و همیشه صدای جیغ زن تا هفت تا کوچه آن طرف تر می رفت یک بار هم شوهرم به پلیس 110 زنگ زد و گفت بیایید این مرد زنش را داره می کشه . پلیس گفت دعواهای خانوادگی در حوزه وظایف ما نیست و بالاخره امروز پلیس اومد و اما با وظیفه بردن جنازه زن، خدا به داد همه ما برسه، این حرفها چیه که می زنین؟ "
پیرمردی که عصا به دست داشت گفت : " حقش بود باید با این زنان اینطور رفتار کرد روز به روز دارن پرروتر می شن می خواست با شوهرش دعوا نکنه! " و قیافه حق یه جانبی گرفت.
زن دیگری که حرفهای پیر مرد را شنید جواب داد: " حاج آقا اینطوری حرف نزنید آن زن بی عرضه بوده وگرنه ما زنها که چلاق نیستیم همینطوری بایستیم شوهرمون ما رو بزنه من اگر شوهرم دست روم بلند کنه میرم پدرش رو در میارم " یکی گفت: " چطور؟" زن با غرور گفت: " 700 تا مهریه ام رو میزارم اجرا" و خندید و رفت. دختری حدودا 20 ساله گفت: " مگه ما زورمون به مردها میرسه من یکی که اگه یک مرد کتکم بزنه اصلا نمی تونم از خودم دفاع کنم تازه اگه کسی هم بکشم فوری می گیرن و اعدام میشم، اصلا من ازدواج نمی کنم مگه مرض دارم، خونه بابام راحت هستم برم دست مرد دیگه کتک بخورم؟ "
خانمی کنار گوش بنده گفت : " مرد، مرده دیگه یه وقت عصبانی میشه، خب اگه زن جوابش رو نده کار به اینجاها نمیرسه، از قدیم گفتن مرد آتش هست و زن آب، اگه مرد غیرت نداشته باشه که نمیشه زن ها خراب میشن، جامعه پر از فساد می شود" پیرمرد هم لبخند پیروزی بر لبانش ظاهر می شود.
و من که فشار خونم به شدت پایین افتاده بود و داشتم حرف ها را گوش می دادم و تحلیل می کردم گفتم: " جایی که قانون از زنان هیچ گونه حمایتی نمی کنه باید شاهد این قتل ها وشایعات باشیم یک مقدار به خودتان نگاه کنین که برای این زن مرده، حالا نمی گم بدبخت، چند جور حرف ساختین و گفتین؟ یک نفر از شما نگفت که در دین ما کجا گفته که جان یک زن دست یک مرد است؟ یک نفر نگفت چرا این مرد باید زنش را می کشت؟ مرد چه حقی داشت و زن چرا حقی نداشت؟ یک لحظه خودتون را جای آن زن بذارید آیا فکر می کنین که دوست داشت بمیره آن هم اینطور؟ یک دختر اینجا از ازدواج بیزار شده و شما باز هم دارین از مرد دفاع می کنین؟ "
به پیر مرد گفتم : " هر روز همسرت را بزن و اگر دوست داشتی بکش چون از مرگ یک زن خوشحال می شوی." پیر مرد گفت: " نه دخترم منظورم این نبود که ..." گفتم : " من هرگز دوست ندارم دختر شما باشم " سرش را پایین انداخت و زنان دیگر نیزساکت شدند.
دیگر ایستادن جایز نبود زن مرده بود، زن جوانی که فقط 28 سال از عمرش می گذشت، نه بی آبرو بود، نه فاسد، نه بدکاره، نه زشت، نه مریض و نه ..... اما مرده بود و کشته شده بود.
من حتی وقتی جنازه زن را به داخل ماشین می بردند چشمانم را بستم تا پتوی سفیدی که خون آلود بود را دیگر نبینم
. فردا در روزنامه ها خبر را اینطور می خوانم :" قتل غیر عمد زنی توسط شوهرش در دعوای خانوادگی. " و درادامه توضیح داده که "مرد مدتی دچار ورشکستگی مالی شده بود و چون ناراحتی اعصاب داشت مرتب با زنش درگیر می شده و به طور اتفاقی همسرش را کشته و خود به پلیس 110 زنگ زده و اینک ابراز پشیمانی کرده و منتظر حکم دادگاه."
نمی دانم در اینجا چرا مردی زنی را می کشد می گویند مشکل روحی داشته و غیر عمدی کشته؟ با اینکه همسایه ها گفتند هر روز مرد سر هر چیزی به زن گیر می داده و او را کتک می زده و زن چون خانواده اش از او حمایت نمی کردند مجبور بوده بسوزد و بسازد. و سر آخر آنقدر زن را کتک زده و سرش را به دیوار کوبیده که زن جان خودش را از دست داده است. زن آنقدر از شوهرش بیزار بوده که طی مدت 3 سال زندگی هرگز حاضر نشده بچه دار شود و مردم این قضیه را شانس زن و مرد می دانند که شانس آوردن بچه ای نداشتند تا شاهد این دعواها باشد. پلیس هیچ گاه هیچ راهکاری برای این حوادث در نظر نگرفته و هیچ گاه هم نخواسته کارشناسان خود را در این زمینه درگیر کند.
نمی شود واقعا برای دعواهای خانوادگی راهکاری اندیشید؟ این سئوالی است که بارها از خودم می پرسم. یکبار هم که زن همسایه مان داشت فرزندش را به شدت کتک می زد نمی دانستم چه کنم فقط مرتب مزاحم تلفنی اش می شدم و حرف نمی زدم تا لااقل حواسش پرت شود و کودک 4 ساله اش را کتک نزدند. آخر پلیس و یا هر کس دیگری هیچ کاری نمی کند و فقط اجازه می دهند که کودکان و زنان کتک بخورند تا قضیه تمام شود. دیگر به مشکلات جسمی و روحی و افسردگی این زنان و کودکان کاری ندارند. در مورد این کتک زدن کودک توسط مادرش در گزارش دیگری جزئیات را می نویسم چرا که آن زن نیز خود به دلیل مشکلاتی که در زندگی خصوصی اش داشت این رفتار را با کودکش انجام می داد و شوهرش هیچ گاه کمکی برای بهبود او انجام نداد. وقتی کبودی های پای کودک را می دیدم از اینکه مزاحم تلفنی می شدم تا و او کمتر کتک می خورد احساس خوشحالی با درد می کردم. من دیگر از جلوی خانه آن زنی که کشته شده رد نمی شوم حالم خیلی بد می شود من دختری هستم که زود تحت تاثیر قرار می گیرم و اگر حادثه ای را ببینیم تا یک هفته حال روحی و جسمی خوبی ندارم. آنقدر این حوادث را دیدم و شنیدم که جسم و روحی برایم باقی نمانده و اگر کمپین نبود نمی دانم کجا باید این گونه خشونت هایی که بر زنان اعمال می شود را بیان کنم نه در روزنامه نه در مجله و نه هیچ جای دیگر . . .
بگذریم انگار گزارش دارد به درددل تبدیل می شود آخر اخبار و اطلاعات زنان را نمی توانی انتشار دهی و نمی توانی بگویی که خشونت با زنان چه می کند؟ خشونت را آن زن با مرگش جواب گرفت و اما من خشونت بر روح و اعصابم اثر خیلی بدی گذاشت.
من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی، برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
"فروغ فرخزاد"
منبع : سایت تغییر برای برابری